و این منم مادری تنها........

سلام دوستای مهربون قدیمی و جدید.ازکامنتای مهربونتون ممنونم.نمیدونم چرا حالا که قصد کردم اینجا همش غصه و ماتم نباشه خدا نمیذاره .
راستش من هفته پیش رفتم پیش متخصص وبهم گفت جنینم نبض نداره و دوباره یه سونوگرافی برای هفته بعد داد.اما ازدوشنبه اخرشب چند تا ل ک دیدم سه شنبه صبح سراسیمه رفتم سونووسونو گفت همه چی سالمه اما جنین نبض نداره رفتم پیش خانوم دکتری که ماماست بهم گفت اشکالی نداره و چون نوشته جنین 5 هفته ست انتظار نبض ازش نداریم .اما بعدازظهررفتم پیش 2 تا متخصص و هردو بهم گفتن جنین شما باید توی هفته هفتم باشه پس دو هفته عقبه و اگر هم زنده باشه سالم نیست و بهتره بهش دل نبندی و...............
خوب میتونین حدس بزنین با چه حالی من اومدم خونه.آقایون هم که دراینجورمواقع بیشترازاین نیست که یکی لازمه خودشونو دلداری بده. راستش من بیشترین ناراحتیم اینه که با هزاردوادرمون باردارشده بودم و نمیدونم بازباید این مراحلو طی کنم ؟ اصلا این بارفایده ای داره ؟ و هزاران چرا و اما و غیره.دلم واسه مامانم هم میسوزه چون مثلا به زوربا بابا فرستاده بودیمش دبی که کمی استراحت کنه و حالا امشب که میاد باید بهش بگیم ومن نمیخواستم واسه مامانم غصه بسازم .
البته امروزصبح(چهارشنبه) که با خانوم دکترماما صحبت میکردم گفت بازهم امیدوارباش خیلیها علیرغم خونریزیهای شدید بازجنین سالم بوده.راستش نمیدونم میخواد منو دلداری بده ؟ یا راست میگه
به هرحال حالا این منم و یک هفته پرازاسترس درپیش رو که آیا سالمه ؟ اگرسالم نیست آیا کامل دفع شده یا باید برم واسه ک و ر ت ا ژ ؟ اگه بدنیا بیاد عقب مونده ست ؟ و این وسط حرفهای اطرافیان و راه حل های مثلا دلسوزانه ای که میگن و یا شاید صحبتهای مزخرف خانواده شوهرو ................نمیدونم باورتون میشه یا نه وقتی به خونواده شوهرم گفتیم باردارهستم فقط گفتن به سلامتی .همین.خوب من که همین حالا دارم بارداری خواهرم و عکس العمل خونواده شوهرشومیبینم دلم گرفت میخواستم بگم پس چرا اونموقع که بچه نمیخواستیم هی میپرسیدین ؟ یعنی اینقدرحالا براتون عادی هست ؟یا مثلا به هیچکس از فامیلشون نگفتن حتی پدربزرگها و مادربزرگها . اما سعی کردم محل ندم

برام دعا کنین خدا بهم صبر بده و کمکم کنه . من که تا میگی سلام اشکم درمیاد وهی سعی دارم لااقل دراین مورد یکمی محکم بشم . اما خیلی سخته وقتی یاد اون همه سختی و اون همه مراقبتی که تو این 3 هفته کردم میفتم وقتی یاد عهدهایی که با خدا بستم و انجام دادم میفتم دلم میگیره که چرا پس اینجوری شد ؟خواهرم میگه چون بارداریتون با هم بوده چشم خوردین . باشه باز خدا رو شکر که جنین یکهفته ای من افتاد نه نی نی 6 ماهه خواهرم . خدایا شکرت

 

خدایا کمکم کن

/ 13 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نفس

به خدا توکل کن همه چیز درست میشه

بهانه

پس بايد بگم خسته نباشي [چشمک] واقعا لطف كردي كه اينهمه وقت گذاشتي. راستشو بخواي همينطوره، يه زماني نوشتن واقعا منو خالي ميكرد، ولي هرچي گذشت خسته تر شدم و احساس كردم نوشتن بعضي مسائل بي فايده اس و بيشتر اذيتم ميكنه. الانم گاهي كه دلم ميخواد بعضي لحظه ها برام بمونه يا بعضي مسائل حتما جائي بازگو بشه چندخطي مينويسم

بهانه

اولا هنوز كه چيزي قطعي معلوم نشده كه داري قصاص قبل از جنايت ميكني، دوما هراتفاقي هم كه بيافته بايد بدوني كه خواست خدا بوده و تو بايد به خواست اون راضي باشي، بدون كه تو هر اتفاقي يه رازي نهفته اس كه در نهايت به نفع ما ميشه . اگر به لطف و مهربوني خدا واقعا و قلبا اعتقاد داشته باشي ديگه غصه نميخوري و همه چيز و به دست اون ميسپري [چشمک] پس غصه نخور، دنيا به آخر نرسيده ، تو هنوز اول راهي و هنوز كلي زمان براي رسيدن به آرزوهات داري عزيزم[ماچ]

خانم خونه

عزیزم توی کامنت دونی پایین هر کامنت یه عکس سط زبالس یه دونه هم تیک . اون تیکا رو کلیک کنی کامنتت تایید میشه .

خانم خونه

عزیزم نگران نباش . توی بارداری اول این مسائل واسه همه هست. باید بری سونوگرافی همه چی معلوم میشه . ایشالله که هیچی نیست و سالمه .

ادویه خانم

امیدوارم بهترین ها برات رقم بخوره... عزیزم سایتی که من برای فیلتر شکن ازش استفاده می کردم. خودش فیلتر شده!!

ناردونه

عزیزم کارها رو بسپار دست خدا / اون بهتر از هر کسی می دونی چی به صلاحته . می بوسمت .

بهانه

چطوري خانمي از اوضاع و احوالت چيزي ننوشتي، من نگرانتم. هميشه برات دعا ميكنم و منتظر خبراي خوبم [ماچ]

شیرین طلا

سلام خیلی ممنونم که آدرس جدید رو برام فرستادید.خونه نو مبارک عزیزم نگران نباش انشا الله که چیزی نیست. بسپرش دست خدا انشا الله که خیر است هر چی صلاح و مصلحت شماس. اینقدر عجله نداشته باش هی سونو و دکتر برای بچه خوب نیست. برای نی نی بعدی هم خانم جان یه کم صبر کن 3 ماهش که شد به فامیل بگو که چشمتون نزنن. مواظب خودت باش استرس برات سم.

بهار

آخی نازی عزیزم غصه نخور[ناراحت]