آیا الیس بر روی پله دوم می ایستد؟

سلام به همه دوستای خوبم. امیدوارم همگی خوب باشین و تعطیلات گذشته و تعطیلات آینده به همتون خوش گذشته باشه و بگذره. اگر از احوالات من جویا باشین باید بگم راستش زیاد خوب نیستم . یعنی بلاخره بعد از اینکه هر 2 روز یکبار با همسفر رفتیم تهران و درحالیکه از شروع پ ر ی و د ی هرروز یک آمپول هپارین و یک آمپول مریونال میزدم ، بعد از 4 بار سونو شدن در روزهای مختلف ( از سختی سونوی داخلی که بگذریم) دکتر گفت که اندازه ت خ م ک ها خوبه و میتونیم اقدام کنیم. حالا حدود یک هفته ست که صبح ها یک آمپول هپارین و بعدازظهرها هم یک پروژسترون میزنم و منتظرجوابشم. برام دعا کنین لطفا .
خیلی وقتها درد آمپولها خسته و ناامیدم میکنه اما همش به خودم میگم برای مادرشدن باید سختیهارو تحمل کنی. اما خوب وقتی میبینم بعضیها چقدر بارداری راحتی دارن یه جورایی حسودیم میشه. تازه اگه خدا بخواد و بارداری اتفاق بیفته تازه مشکل اصلی ، یعنی نگهداری جنین شروع میشه. دکتر گفته شاید مجبورباشی کل سه ماه اول رو ( اگه بیشتر نشه ) آمپول بزنی. البته تو اینمدت یک بار هم رفتیم بیمارستان صارم، خیلی تعریف میکردن ، اونجا بهم گفتن مشکلم کمبود هورمون پروژسترون هست و باید توی بارداری آمپولشو بزنم . یه دکتر قدیمی و متخصص هم اینجا بود که رفتم پیشش . اونم مثل دکتر پاک روش شب باید میرفتی اسمتو مینوشتی و صبح تاییدش میکردی تا بهت وقت بده . بنده خدا همسفر اونشب تا صبح هی تو راه دکتر بود . تنها شانسمون این بود که این دکتر کرج بود . اما مث اینکه کلا این مدل وقت دادن بین دکترای قدیمی مد هست . بابام جان خوب درست با تلفن وقت بدین . این چه کاریه ؟ همسفر میگفت اندازه 500 نفر آدم اونجا بود که از شهر های اطراف هم اومده بودند. واقعا چقدرمشکلات بارداری زیاد شده. خلاصه این دکتر که همه چی رو خوب و نرمال دونستند و گفتند : شما از اون آدمایی هستی که بی دلیل سقط میکنن!!! نمیدونم ولله نه به اون دکتر تهرانی که اینقدر ریزبینه و از کاه کوه میسازه، نه به اینا که میگن همه چی خوب و نرماله. خلاصه که ما با اطمینان به نفسی کاذب در حال انجام فرایض مادری هستیم و دلشوره هامونم برای
خودمون قایم کردیم و همسفر هم یه موقع هایی خوبه و یه موقع هایی بدجور رو اعصاب من اسکیت میره. بعضی وقتا دلم میخواد میتونستم خدارو گیر بیارم بشونم جلوم و زل بزنم تو چشاش و بهش میگفتم میشه دیگه تمومش کنی؟ من خسته شدم از اینهمه
سردرگمی و استرس و اضطراب. دعا کنین هرچه زودتر برم روی پله دوم بایستم.

 * راستی دوتا مورد میخواستم بپرسم :
اولیش اینکه چندروز پیش با همسفر رفته بودیم سمت برغان. اونجا لب رودخونه یه عالمه خانواده تخت اجاره کرده بودند و نشسته بودند و درست اونطرف رودخونه توی یه خونه اجاره ای که حیاطش 20 متر هم نبود سه تا زوج برای خودشون بی حجاب ( یعنی با تاپ و شلوارک و موهای باز) تازه اگه زوج بوده باشن !!! هی میرفتن و میومدن . دقیقا هم از اینطرف دیده میشد چون حیاط خونه به سمت رودخونه بود و هیچ حفاظی نداشت. بعد هم رفته بودند نوار گذاشته بودند و صدای دامب دامب و جیغای بنفش خانوما و حرکات موزونشون میومد. نمیدونم چرا ولی من احساس کردم کارشون غلطه. تمام خونواده هایی که اینور بودن آرامششونو از دست داده بودند ضمن اینکه خانوما همه تلاششونو برای پرت کردن حواس همسرانشون بکار میبردن. یعنی صرف اینکه یه رودخونه بین ادم فاصله باشه مجوز اینه که بگی اینطرف هرکاری میخوام بکنم؟

سوال دومم هم اینه که حتما شما هم دیدن این زوجهایی که موقع رانندگی اقا بصورت کج متمایل به خانم میشینه و ایضا خانم هم همینطور و تا اینجای قضیه مهم نیست. نکته مهم اینه که اقا فارغ از رانندگی که دردنیای خودش غرق هست هیچی، تازه نمیتونه از آیینه بغلش هم استفاده کنه که بابا راننده بغلیت میخواد سبقت بگیره. بنظرشما اینکار درسته ؟

/ 6 نظر / 22 بازدید
fafa

میدوارم مشکلت خیلی زود حل بشه عزیزم... برات از صمیم قلب دعا میکنم ... اینقدر رفتار غلط این روزا از این آدمای اطرافمون می بینیم که دیگه یه جورایی فقط داریم چمامون رو می بندیم و رد میشیم...

ملودی

آلیس جونم من صد در صد میدونم که تو بالاخره این دورانو با موفقیت پشت سر میذاری و خدا حاجتتو بهت میده عزیزمممممم. من که خیلی دلم روشنه برات .در مورد اون بزن بکوبا هم به نظرم کار درستی نبوده اخه تو یه محیطی که دیگرانم هستن و بالاخره دید دارن و میشنون نباید مزاحم ارامش دیگران بشن . اون راننده ها رو هم باید براشون یه بووووق زد تا از خواب عشقولانه بیان بیرون

شکلات

منم فکر میکنم تنبلی تخمدان داشته باشم....یعنی یه بار دکتر رفتم گفت تنبلی داری و باید برای بچه دار شدن قرص بخوری....اما من دیگه نرفتم دکتر..دکتر خاصی هم ندارم..نمی دونم ...الان که دارم این نظر رو مینویسم هنوز هم پریود نشدم. الان یه ساله ازدواج کردم اما پاپ اسمیر هنو نرفتم آخه می ترسم[نگران]

سیندخت

عزیزدلم مطمئنا برای 25 نفر دو دیس برنج کمه...اما روی میز رو که نمیشه شلوغ کرد...هر وقت سر دیسها خالی میشد دوباره پرشون میکنم...یا اینکه یکی دو تا دیس و ظرف اضافه ی پر شده از غذا هم کنار می ذارم تا دیسها خالی شدن اونا رو میذارم روی میز...مثلا لازانیاها 3 تا بودن اما دوتاش روی میزه که وقتی یکیش تموم شد یا درواقعا دیگه خالی شد اون یکی رو گذاشتم...یا ته چین دو تا بود که یکیشو گذاشتم به همین روش...اگه سوالی داشتی بازم بپرس گلم

قله نشین

سلام دوست عزیزوهمسفر قدیمی به رسم عادت دیرین واین چند ساله ، امسال هم از ابتدای ماه مبارک رمضان ختم قران اینترنتی داریم در صورت تمایل اعلام حضور نمایئد خواهشمند است با قرار دادن لینک این ختم قرآن دوستانتون روهم در این کار شریک کنید با تشکر [گل]

قله نشین

سلام عزیزم بیا ببین اسمتو گذاشتم واسه یه جز فک میکنم 27 بوده است