دخترکم 8 ماهه شد و مامانش هنوز مریضه!!!

سلام دوست جونا. خوبین؟ امروز دخملک من 8 ماهش تموم شد. روزا داره میگذره و دخملک بزرگتر میشه . این روزا روزای سختی بود . اول که تقریبا از سه شنبه پیش دچار اسهال و استفراغ شدید شد. حالا درست شبی بود که خونه بابای همسفر بودیم و من نمیخواستم متوجه بشن. چون همینجوریش هم هی میگفتن بچه لاغر شده چرا؟ شیرشو عوض کردی ؟ مریضه؟ و خلاصه من ترجیح دادم حرفی نزنم. فقط هی تند تند عوضش میکردم اما دیگه طوری شده بود که پمپرز به پمپرز نمیرسید. تندی همسفرو صدا کردم و گفتم : بگو بچه خیلی خوابش میاد و زود بریم که هم پس داده و من هرچی پمپرز داشتم استفاده کردم و هم اینکه زودتر ببریمش دکتر. حالا فکر میکنین آقا چیکار کرد؟

درحالیکه من با استرس تند و تند لباس تن دخملک میکردم اقا با ارامش رفته نماز میخونه!!! بلاخره با هزار بدبختی اومدیم بیرون و همونشب بردیمش کلینیک کودکان. هردو پر از استرس بودیم چون میدونستیم بد رگ هست و اگه دکتر بهش سرم بده خیلی اذیت میشه. بیشتر از اینکه از سرم میترسیدیم ترسی از مریضی نداشتیم!! وارد کلینیک که شدیم بوی بد سیم سوخته فضارو پر کرده بود و گویا از صبح درحال رنگ کردن بودند و بین رنگها اتیش سوزی راه افتاده بود. بو انقدر شدید و بد بود که دچار تهوع شده بودم و نمیدونستم از استرسه یا از بوی بد. فقط دعا میکردم وقتی میخوام به دکتر شرح حال بدم یهو تو صورتش بالا نیارم!!! خداروشکر چون از صبحش تهوعشو کنترل کرده بودم احتیاجی به سرم نبود و اومدیم خونه . اما شیرخوردنش خیلی کم شده و تا 2 روز پیش هنوز اسهال بود اینقدر که دوباره بردمش دکتر و گفت که باید غذای کمکی با برنج و سیب زمینی و هویج بخوره که روده ش جمع بشه. امروز هم که تازه دوروزه اسهالش بند اومده دوباره دچار تهوع شده!!! بعضیا میگن بخاطر اب دندونشه. نمیدونم ولله. خدا خودش کمکمون کنه

* یکشنبه بردیمش برای عکس کلیه. خیلی بد بود . خیلی. شب قبلش که خودم از استرس داشتم بالا میاوردم و تموم راه تا تهران از معده درد مردم. اما اونجا هم میخواستن بهش انژوکت بزنن که رگش پیدا نمیشد و همه تنشو سوراخ کردن تا بلاخره رگ گرفتن. بعد هم یه عالمه عکس گرفتن و ماده بهش تزریق کردن. موقع برگشتن از ترجمه شرح حال به این نتیجه رسیدیم که کمی گشادی لوله داره و خانم دکتر گفت باید بره برای عکس مثانه تا ببینیم دریچه ها چطوره؟ اما همسفر که عکسو برده بود پیش دکتر اولی خودش باز هم ایشون اعتقاد داشتن که باید صبر کنیم و هیچ احتیاجی به اینهمه عجله و اذیت دخترک نیست و تازه از نظر ایشون این عکس هم لازم نبوده. نمیدونم چیکار کنم. هردوشون جزو دکترای خوبن با دو نظر دقیقا مخالف همدیگه!!! همه اینا باعث میشه ارامشی که سعی میکنم به زندگیمون بیارم با سرعت ازمون فرار کنه و البته بیشترین تقصیر از فکر خراب منه که هم روحی داغونم میکنه هم جسمی افتضاحم کرده!!!

* چندروز بود خودم شبها دچار تهوع شدید و معده درد بودم. سعی میکردم باهاش کنار بیام . اما جمعه دیگه از نصف شب همش تو دستشویی در حال گلاب به روتون بودم و دیگه مجبور شدم بذارمش پیش خواهرم و برم دکتر و سرم وصل کردم. روی تخت که خوابیده بودم همش دعا میکردم بعد از سرم حالم به حال اول برگرده که لااقل بتونم از عروسکم پرستاری کنم. شب هم عروسی دخترعموم دعوت بودیم و اصلا حال رفتنش نبود اما انقدر خواهرام اصرار کردن که رفتیم و خداروشکر همه چی خوب بود. البته نمیدونم گفته بودم یا نه که خودم یه سونو داخلی هم دادم و به سلامتی کیست ت خ م د ا ن هم دارم. حالا هم بعضی وقتا درد بدی زیر شکم میپیچه و تهوع میاد سراغم. فعلا دکتر بهم ال دی داده. دیگه درد جزئی از زندگیم شده و فکر کنم باید یه جورایی باهاش خو کنم. اما خیلی سخته. بعضی وقتا دلم میخواد برم بشینم زار بزنم از درد اما مجبورم سکوت کنم و به روم نیارم تا هوای خونمون بیشتر از این ابری و دلگیر نشه. مثلا امشب یکی از اون شبای وحشتناکه. نمیدونم ارامش به خونه ما هم برمیگرده یا نه.

 

× راستی این هم ادرس وب دخترکه : (بزودی ادرس حذف میشه!!!)

www.gojefarangi.persianblog.ir

/ 7 نظر / 11 بازدید
روناک

آلیس جون ایشالا که مشکل دخترت زود حل شه خیلی از مشکلات این مدلی بچه ها با مرور و بزرگ شدنشون حل میشه...نگران نباش عزیزم

عاطی

به خدا توکل کن خانومی ایشالا که همه چی رو به راه میشه

یلدووک

معمولا اسهال بچه ها در 6 ماهگی تا 9 ماهگی برای دندون در اوردن هست وبیشتر اوقات درمانی نداره فقط باید برای یه مدت اگر شیر خشک میخوره شیرش را عوض کنی یعنی باید همون شیر را بگیره ولی از نوع دیگه که برای بچه های هست که مریض هستن (اسهال) ولی برای دندون در اوردن بچه ها تهوع ندارن [تعجب] انشا الله زودتر خوب میشه وخودتم به آرامش میرسی[ماچ]

ساره

سلام دوست عزیزم خویی امید وارم دخترت هم حالش خیلی خوب باشه ببخشید من چون در بارداری شرایطی مثل تو رو داشتم میخواستم ازت راهنمای بخوام: در موقع استراحت مطلق و بارداری منع مصرف قند و نمک داشتی؟ برای دستشویی و حمام چه میکردی؟ یا برای غذا درست کردن؟ خواهش میکنم جواب منو زودتر بده آخه منم آرزوی بزرگم اینه که نی نی داشته باشم متشکرم

آرامش

الیس عزیز مدتهاست که نوشته هاتو دنبال می‌کنم.خوشحالم که اینقدر از داشتن این فرشته کوچک لذت می‌‌بری. عزیزم سعی‌ کن ترست رو از خودت دور کنی‌ و در کنار دختر گلت از زندگیت لذت ببری. برات آرامش و سلامتی‌ آرزو دارم.تو مادر قوی و قابل تحسینی هستی‌ که میتونی‌ به همه ترس ‌هات غلبه کنی‌.فقط زمان و صبوری لازمه.محکم باش و به خدا توکّل کن عزیزم

tkosher

سلام عزیزم فدای تو به اینگریدم بگو دوست دار شما 8734ارزوی سلامتی میکنم برات