آلیس و لیله الرغائب

میگن شبا فرشته ها          از ارزوی ادما           قصه میگن برا خدا
خدا کنه همین شبا           آرزوهات گفته بشن واسه خدا


سلام و دو صد سلام به همه دوستای مهربون که با خصوصیهایی که برام مینویسن، منو پر از امید میکنن.
شب لیله الرغائب به همتون مبارک باشه و امیدوارم این ماههای عزیزماه براورده شدن حاجتای همتون باشه. دیشب با همسری رفته بودیم مجلس یادبود خونه یکی از فامیلاشون که برای پسردایی مادرشوهرمجلس یادبود گرفته بودند. خیلی سخته . خدا قسمت هیچ خانواده ای نکنه. بعد هم با همسفر زیربارون قدم زدیم دعا کردیم. لحظه خیلی خوبی بود وقتی دستای همسفر دور کمرم بود و دستهای من دور کمر اون. احساس میکردم دیگه به چیزی نیاز ندارم و درعین حال ته دلم از خدا میخواست این خوشبختی رو برامون کامل کنه . خوب ادمیزاد همیشه حریصه. مگه نه ؟ چشمک


راستی دیروز با خواهرم از خونه مامان برمیگشتیم خونمون. توی یکی از کوچه ها بچه ها داشتند فوتبال بازی میکردند . توپشونو با سرعت پرت کردند خورد به ماشین ما. سپر ماشین داغون شد . تازه اومده بودند مدعی بودند که ما باید براشون توپ بخریم . خیلی پررو بودند. من هم سریع خواهرمو فرستادم توی یک مغازه و با ماشین رفتم خونمون ( خداروشکر دوتا کوچه با خونه فاصله داشتیم) اونا هم بیرون مغازه خیلی خوشحال بودند که خواهرمو گروگان گرفتن مثلا. بعد تا اومدم دیدم همسفر داره میره ورزش . سریع با ماشینش اومدیم و به خواهرم گفتم نترس. اونا هم جرات نکردند چیزی بگن . فقط اومدند به همسفر گفتند : آقا زنت زده توپمونو پاره کرده. همسفر هم گفت : درست حرف بزن بچه !!! پسره پررو برگشت گفت : خوب خانومت زده!!! همسفر هم گفت میخواستی وسط خیابون بازی نکنی و بدین ترتیب ما متواری شدیم . اما من خیلی ترسیده بودم . یعنی نگران خواهرم بودم که یه وقت نترسه و بلایی سر بچه ش نیاد. اونوقت جواب مامان و شوهرشو چی میدادم؟ امانتداری هم سخته ها. خودم هم میخواستم براشون توپ بخرم اما خیلی پررو بودند. ماشینو داغون کردند تازه هی میگفتند " زودباش از این مغازه برامون توپ بخر!!! " منم عمرا به پررو جماعت باج بدمابرو


و اما اندر احوالات اینجانب : دفعه قبل که رفتم دکتر ، بهم گفت که کیستم نصف شده و میتونم دوباره برای بارداری اقدام کنم و الان یک هفته ست که دارم روزی 2 تا آمپول میزنم. فردا باید دوباره برم تهران تا ببینم نتیجه امیدبخش هست یا نه؟ روز دوشنبه هم از بیمارستان صارم وقت گرفتم. شنیدم خیلی مجهزه. استخاره کردم خیلی خوب اومد. میخوام برم و به مشاوره هم اونجا بکنم. بازم ازتون میخوام برام دعا کنین با خبرای خوب بیام


  " دکتر فردا به من میگه همه چی برای یک بارداری بیخطر آماده هست. خدایا ممنونم "

/ 6 نظر / 10 بازدید
اقاقی

انشالله که به زودی لذت مادر شدن رو تجربه کنی برام دعا کن که خیلی حال و روزم بده

اگه من مادرشوهر بشم!

سلام چه تفاهمی خونواده شوهر منم برره ای اند اونم پایین برره ای. راستی بیا وب من تازه ساختمش خوشحال میشم کمکم کنی معرفیش کنم

آیسان

سلام خیلی وقت بود بهتون سر نزده بودم . الان که ژستت و خوندم خیلی خوشحال شدم . خدا رو شکر

مینا

برو به سلامتی خدا پشت و پناهت . منم در مورد شب آرزوها نوشتم [چشمک]

آیسان

سلام ولادت امام علی (ع) مبارک باشه[لبخند]

FAFA

من با اون دستگاه کار نکردم قیمتش 215 تومن بود وقتی رفتم خونه بابا اینا ازش می پرسم بهت میگم...