دلمو شکوندی برو حالشو ببر!!!!!!!

سلام دوست جونا . فقط اومدم بگم که الان تو یه دوره حساس هستم و این ماه خیلی امیدوار بودم به بارداری که بازناامید شدم. خبرخاصی نیست زندگی جریان داره گاهی بالا گاهی پایین. یه روزخیلی خوشبختی و یه روز فکرمیکنی بدبخت ترین زن دنیایی!!! راستی برنامه گلبرگو میبینین؟ 5 شنبه ها ساعت یک و نیم شبکه سه . خیلی اموزنده ست ببینین حتما . هرچند که من نتونستم همسفر رو بشونم تا اخر پاش اما خودم حتما میبینم خیلی کمک به زوجها میکنه .

پ.ن .1 :خدایا خیلی ممنون که باز منو سنگ روی یخ کردی . وقتی برای گرفتن جواب آزمایش پله های آزمایشگاه رو بالا میرفتم به جرات میتونم بگم همه اعضای  بدنم و بند بند وجودم داشت بهت التماس میکرد . اما وقتی جواب منفی نتیجه بارداری رو بهم دادند انگاراز یه بلندی داشتم با سرعت سقوط میکردم . نمیدونم اینبار چه حکمتی داری ؟ فقط میدونم که این دوره اخره که بهم دوا میدن و بعد از اون اگه بازم نشه باید روشهای جراحی رو امتحان کنیم و من مث س گ میترسم . نمیدونم اگه مشکل داریم پس دفعه قبل چطوری باردار شدم ؟

پ.ن.2 : شدیدا به نیروهای مثبتتون احتیاج دارم. نمیدونم چرا اون انرژی که میخوام نمیتونم ازهمسفربگیرم. احساس میکنم هیچ نیروی جذب یا انرژی مثبت به همدیگه نمیدیم. انرژی های مثبتتونو بفرستین برام و برام دعا کنین. خواهش میکنم.

/ 15 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرناز

عزیززززززم اصلا نگران نباش . خیلی ها شرایطشون بدتر از شما بود اما امید شون رو از دست ندادند شما هم به خدا توکل کنید اگه تونستی 40 بار دعای توسل رو بخون [چشمک]

ترنم

انشالله بدون دردسر بچه دار شین[ماچ] دعا می کنم براتون [ماچ]

شاهرخ

سلام امیدوارم هر چه زودتر باردار بشی ضمنا این جمله رو همیشه به یادت باشه هر موقع به دری رسیدی که با هیچ قفلی باز نشد نا امید نشو اون در حتما باز میشه چون اگه نباید اون در باز می شد به جای در دیوار جاش می ذاشتن یه دکتر خوب پرس جو کنین

گوبولی

آلیس جان! خیلی استرس داری. قبول کن. این برات یک سمه! با استرس و فکر و خیال های بد نمی تونی به نتیجه برسی. صبر باید داشته باشی. و صد البته امید به لطف خدا. در مورد همسرت هم باید بگم که متاسفانه مردا می ریزن توی خودشون و به ظاهر بروز نمی دن اما توی قلبشون خدا می دونه چی میگذره.

سام مهربون

سلام.من اولین بارمه اومدم اینجا.خیلی خوب می نویسی.نوشته هات جوریه که ادم دلش می خواد تا اخشو بخونه.در مورد بچه دار شدنتم فقط به خدا توکل کن.حتما" حکمتی توشه که می خواد دیر باردار بشی. [گل][گل]

مهتاب

کجاییی تو ؟ چرانیستی پس؟ انقدرنگران نباش و خودتو وابسته نکن به بچه.

یلدا

سلام امروز بطور تصادفی وبلاگتو خوندم -شاید دیگه هیچوقت نتونم پیداش کنم و اینجا برگردم-اولا اون جمله در موردتاریکی زندگی خیلی به دلم نشست و دوم اینکه میخوام بهت بگم منم مثل تو بودم 5سال اول زندگیم بدون بچه گذشت با کلی خواهش و نذر و نیاز بچه دار شدم اما ماسفانه بچه من به محض اینکه بدنیا اومد نمیدونم به چه علی که هنوز برام نا مشخصه مرد و من حتی نتونستم ببینمش-باز بدون بچه-5سال دیگه هم گذشت هر کاری که فکر کنی از نظر پزشکی و غیره ...بالاخره با هزار زحمت بچه دار شدیم -الان یه دختر 6ساله دارم فقط میخوام بهت بگم هیچ چیزی رو بزور از خدا نخواه دعا کن اگه خدا خودش صلاح میدونه بهت بده وگرنه هیچ-دعا کن خدایا هر چی به صلاحمه بهم بده اون بهتر از هر کسی میدونه ما به چی احتیاج داریم-موفق باشی-درضمن مرکز پزشکی نوین در غرب تهران اخر اطلاعات پزشکی رو میتونه بهت بده امتحان کن

شهرزاد با فرغونش

ومن یتوکل علی الله فهو حسبه

رها خانه سبز ما

سلام عزیزم با تمام وجودم درکت میکنم[دلشکسته]منم تمام این لحظه ات رو تجربه کردم ولی فقط همینو میتونم بگم مثل همیشه به خدای مهربونت اعتماد کن اعتماد کن ...........

نسرین

براون دعا می کنم که هر چه زودتر به مراد دلتون برسید .امروز به این فکر می کردم که وقتی پدر مارا نمی تونن از پس هزینه های بچه هاشون بر بیان و امکانات خوبی براشون فراهم کنن چراانقدر بچه به دنیا میارن و اصلا چرا به دنیا اومدم.کاش قبلش یه کم فکر کنن.همیشه باید امیدوار بود.جز این چاره ای نیست.پس امیدوار باشین و به خدا توکل کنین.