چیزی شبیه معجزه

امروز یکی از بهترین روزای زندگیم بود. دیروز با همسرم جواب آزمایشهامون گرفتیم و همراه جواب عکس و سونوگرافی بردیم دکترتهران. خیلی دلم شور میزد که ایا بازم توکسو بالا هست ؟ ایا در مورد اون توده سینوسی باید عمل کنم ؟ اما از اونجایی که حدود 3 هفته ست که کلاس یوگا میرم سعی میکردم هی خودمو آروم کنم هی به خودم میگفتم چیزی نیست از پسش برمیام . جواب هرچی باشه باهاش میجنگم . خلاصه جوابها رو بردیم پیش دکتر و در کمال ناباوری بهم گفت توکسو خیلی خیلی پایین اومده و منفی شده فقط انتی بادی که بدنم علیه ش ساخته یه کم بالاست و با توجه به اینکه از خود میکروب اثری نیست خیلی مهم نیست اما بهتره برم بیمارستان بخوابم تا بیشتر تحقیق بشه . اما من مخالفت کردم و گفتم ترجیح میدم دارو بخورم . به همسری هم گفت که چربیش رفته بالا و قلبش بزرگ شده و پیشنهاد داد که فردا ( یعنی امروز ) بریم بیمارستان آریا و اونجا با دکتر قلب و دکتر زنان و دکتر گوش و حلق و بینی مشورت کنیم . شب دیگه ساعت 10 بود که رسیدیم خونه . هردو خسته و همچنان پر از استرس . به جرات میتونم بگم تا صبح هردومون بیداربودیم . صبح از ساعت 7 بلند شدیم و صببحانه خوردیم و ساعت هشت و نیم حرکت کردیم دوباره سمت تهران . باز دلشوره و استرس و حالت تهوع و باز در ظاهر سعی میکردم آروم باشم . خلاصه رسیدیم بیمارستان . اول همسری رفت پیش متخصص قلب . بهش گفت بخاطر اینکه چربیش بالاست باید مواظبت کنه اما قلبش اندازه ش نرماله و مشکلی نیست . بعد من رفتم پیش دکتر گوش و حلق و بینی . بهم گفت اون توده استخونی سینوس از اول این شکلی بوده در من و اصلا مهم نیست و اگه بزرگتر بشه و مانع تنفس بشه باید عمل کنم و ولی من چون مشکلی باهاش نداشتم اونم گفت مهم نیست . بعد هم رفتیم پیش دکتر زنان که اون هم همه سونوها و ازمایشها و عکس رحم رو دید و گفت همه چی خوبه فقط من یه کم رحمم کوچیکه و حالت خم داره که باید موقع بارداری استراحت کنم ولی از نظر ایشون همسری ازمایش ا س پ ر م ش کمی مشکل داره . یعنی همه چی خوبه فقط ا س پ ر م غیرعادی هم داره و ممکنه اونا باعث شده باشه جنین مشکل دار بوجود بیاد و باید ویتامین مصرف کنه . البته در دوره های قبل هم همسرم ویتامین مصرف میکرد نمیدونم کم بوده شاید . خلاصه گفت که لازم نیست دارویی هم برای توکسو بخورم و بیماریم برطرف شده . نمیدونین وقتی از بیمارستان اومدیم بیرون چه حالی داشتم . یاد تمام دعاها و التماسهام بخدا میفتادم و واقعا دلم میخواست خاک کوچه رو ببوسم . خدای مهربون یه باردیگه معجزه شو به من نشون داد . ما هم به شکرانه تصمیم گرفتیم با همسری بریم امامزاده عبدالعظیم . خیلی خوشحالم از اینکه لااقل اگه قراره 6 ماه یا حتی یکسال صبر کنم مشکل عفونی ندارم . البته این دکترها کمی مسن بودند اما بازبنظرم تجربه شون مهم بود میدونم که همه چی حل نشده و برای بارداری باید مشکل همسری حل بشه حتی خودم هم نامنظمی هورمونی دارم اما درحال حاضراینکه مجبور نیستم دواهای سخت و سنگین بخورم برام مهم ترین چیزه . این چندوقته ( از بهمن تا حالا ) خیلی از نظر روحی و جسمی داغون بودم همش حالت تهوع و بیحوصلگی دارم ازهمتون ممنونم که برام دعا کردین . مطمئنم اینا اثرات دعاهای و انرژیهای مثبت شماست . باید چندوقت به خودم وقت بدم که روحیه م درست بشه و دوباره زندگی عادی رو شروع کنم . ملودی جون خیلی دوستت دارم و همیشه تو دعاهام هستی . همه تونو دوست دارم و براتون از ته دلم بهترینها رو میخوام

* خداجونم خیلی ازت ممنونم که یه بار دیگه درای رحمتتو به روم باز کردی . ممنونم که ثابت کردی رحمان و رحیمی . خداجونم شکرت که ما ماشین داریم و این رفت و امدهای تهرانو با ماشین خودمون کردیم هرچند خسته کننده بود اما بهتر از بی ماشینی هست . خداجون ممنونم که از نظر مالی درحدی بودیم که بریم دنبال دوادرمونهای گرون و امروز بریم بیمارستان خصوصی . خدایا شکرت که همسرم پابپای من اومد هرچند بعضی جاها خسته شد که بقول خودش همش من مریضم اما ممنونم که نشون دادی مشکل فقط ازمن نیست . هرچند من اصلا خوشحال نیستم که اون مشکل داشته باشه چون درهرصورت این مشکل در مورد موضوع واحدی هست بنام بچه . میدونم روزای سخت هنوز ادامه داره . میدونم که هنوز راه زیادی رو باید بریم اما بازم کمکمون کن و بهمون روحیه و توانایی رفتن این راهو بده تا از این آزمایش سختت سربلند بیرون بیاییم.

/ 21 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ا ب ث

راستی اگه جواب ازمایش بد بود دیگه خدا رحمان رحیم نبود تو پول داری به نظر تو خدای اونی که نداره بره به قول تو دوا درمون گرون بکنه نداره بره بیمارستان خصوصی وتنها راهش تحمل کردنه رحمان رحیم نیست . انگار خدا هم برا بعضی ها بد نبوده

مادر خانومی

عزیزم رمز رو خصوصی می فرستم برات.. سر فرست وبلاگت رو می خونم.. از آشناییت خوشحالم

لیلا

سلام اولین باره به وبلاگت سر میزنم ارشیوتو خوندم می دونم سختی کشیدی ولی ناامید نباش خدا به زودی صداتو میشنوه

مهتاب

خداروشکر ایشاللاکه این بار یه بچه ی سالم خدابهتون میده و این مشکلاتتون هم که انگار خیلی مهم نیست و باید مراقبت کنید

خانم خونه

عزیزم هر سوالی داری بپرس . هیچ کامنتی که ازم سوال کرده باشی نیومده برام . خیلی ناراحت شدم الان این دو سه تا پست آخرت رو باهم خوندم. ایشالله که به زودی همه بیماری هات خوب میشه و به زودی مامان میشی . امیدت به خدا باشه دوست گلم !

باران

مبارکههههههههههه داری مامان میشه خوش به حالت این آرزوی منه

فلفلی

سلام خدا رو شکر که حالت خوبه عزیزم ایشالا همیشه سلامت باشی اولین بار بود کهمیودمدم اینجا خدار و شکر خبرای خوب بود راستی میشه یکم از کلاس یوگات برام بگی تصمیم دارم برم[لبخند]

آشپز20

سلام عزیزم خوشحال شدم از حضورت و به وبم سر زدی منم برات آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم اما امیدوارم تو دعاهات ما رو هم فراموش نکنی پسورد رو برات خصوصی میزارم بیشتر اوضاع و احوالم رو بدونی [گل]

بهار

خوشحالم که خوشحالی عزیزم.همیشه در پس رئزهای سخت روزهای خوب هم هست.امیدورام به زودی تو این وبلاگ از گوگولیت برامون بنویسی.[ماچ]