خلاصه و فشرده از همه جا


سلام دوباره. خوبین دوست جونا ؟ راستش اومدم خیلی خلاصه بگم برم. خیلی دلم میخواد یه روز بشینم و آروم آروم همه چی رو تعریف کنم . درست مث خیلی بلاگا که خودم میخونمشون . این باعث میشه خواننده قضاوت بهتری در موردت بکنه و بهتر بتونه کمکت کنه و بخاطر یک پست محکوم به لوس بودن یا مرفه بودن یا ... نشی !!!!!!!!!!!! البته تا حالا کسی به من این حرفارو نزده اما بعضی وقتها خوندن بعضی پستها این حس رو به خود من میده . اما قضاوتی نمیکنم چون نمیدونم پشتش چیه . اما کسانی که کامل از اول مینویسن راحت تر میشه نظرتو بهشون بگی و کمکشون کنی .


خب بریم سر اصل مطلب . راستش این دورانی که گذشت هم خوب بود و هم بد . اوضاع خانه پدری زیاد خوب نیست. یه چیزی یواشکی بگم ؟ بین خودمون بمونه ها . پدر من یک اخلاق بدی داره و اونهم اینکه اعتماد بنفس در کار نداره . یعنی شاید تعجب کنین اگر بگم پدر من توی شغلش خیلی موفق و معروف هست اما همش اعتیاد بدی پیدا کرده به پول نزول کردن !!!! آره متاسفانه هرکی میاد و میگه میخوام با پولم کار کنم ایشون قبول میکنه و تو این دوره زمونه هم که ماشالله همه درصدی هستن و کسی صلواتی پولشو به کسی نمیده و پدر من این عمل رو نوعی کمک به دیگران میدونه و متاسفانه اعتیاد بدی داره به شنیدن تعریف و تمجید از دیگران . برای همین هرکی پول میخواد بهش قرض میده و هرکی پولش باد کرده روی دستش پدر من با احترام براش میندازه تو کار. میدونم میگین خوب که چی ؟ بذارین براتون میگم .

خوب فکر میکنین فشار این پول روی کیه ؟ روی ما اعضای خانواده . به این ترتیب که هرچندوقت یکبار یک بدهی گنده بوجود میاد و هرچی تو اینمدت پدر خریده به یکباره به فروش میره تا بدهی ها راست بشه . متاسفانه برادرم هم که با پدرم کار میکنه هرچی میگه بابام جان ما احتیاجی به این پولها نداریم اما کو گوش شنوا؟ این موضوع هرچندوقت یکبار باعث یک دعوا و اختلاف خانوادگی و برباد رفتن سرمایه میشه و دوباره روز از نو روزی از نو . البته خداییش بابای من خیلی مهربونه و برای همه ما خونه خریده و کمکون کرد اول زندگیامون . اما خوب در عوض به خاطر چاپلوسی اطرافیان و تعاریفشون فکر میکنه در عوض ما همه باید همیشه در حال تشکر باشیم و مسائل مادی هم ربطی به هیچکس و مخصوصا مامان نداره !!!! خب خدایی ما ممنونشیم اما مثلا با اینکه خونه های ما به اسم خودمونه اما اینبار پدرجان دستور دادن که خونه هامونو ببریم که ایشون بذارن رهن بانک و وام بگیرن . حالا این پول کجا مصرف میشه ؟ برای پس دادن پولهایی که دوسال پیش هم همه چی رو فروخت که مثلا دیگه پول نزولی نخواد بده . اما دوباره نمیدونم از کجا یه عالمه پول گرفته و حرفی هم به برادرم نمیزنه و داداش بیچاره م هی تیکه تیکه کشف میکنه چون پدرخودشو خدای اقتصاد میدونه و حرفی به داداشم نمیزنه و
یهو گندش درمیاد که وضعیت مالی داره به سوی اسفناکی میره. خوب سرتونو درد نیارم هدف اینکه اینجور خونه داشتن به چه دردی میخوره ؟ وقتی همش استرس اینو داری که خونت بهت برمیگرده ؟ و نتونی هم مخالفتی کنی . یعنی درواقع منتی هست که به سرته اما اختیاری هم روش نداری . خلاصه در جلسه ای که اخیرا در منزل پدری برگزار شد و مامان از پدر خواست دور این کارهارو خط بکشه و اینبار بخاطر آبروی بچه هاش جلوی فامیل همسرانشون هم که شده پولی از کسی قبول نکنه ، پدر طی چند فقره داد و هوار فرمودند : به کسی مربوط نیست . تا حالا نونتون کم بوده یا آبتون؟ باید همیشه ممنون من باشین که این زندگی رو براتون فراهم کردم و ...................

متاسفانه مشکل بزرگتر پدر من اینه که میگه من از خانواده م کم میذارم اما میدم مردم بخورن که همیشه ازم تعریف کنن!!!!!!!!! باور کنین ما تو خونه خیلی بهش احترام میذاریم و شوهرامون هم خیلی با احترام باهاش برخورد میکنن . مامانم ازش یه غول ساخته برای همه که خدای مردونگی و محبت و اقتدار و.................. هست اما نمیدونم چرا تعریفای مردم براش دلچسبتره و حاضره از ما بزنه بده اونا تا تعریفشو کنن!!! خب این روزها همش خونشون استرس و تنش و تشنجه. مامان هم تصمیم گرفته اینبار پا رو سفت بذاره و پای این پولها رو ببره! این از اوضاع خونه و زندگیمون .

و اما عارضم خدمتتون که فردا قراره  با همسفر بریم پیش دکتر عزیز ( پ ا ک ر و ش) خداروشکر از سایت نینی سایت یه مهربونی که فردا خودش میخواد بره قراره برای من هم وقت بگیره. تا دفعات بعد خدا بزرگه ( حتما یه پست در مورد بیمعرفتی بلاگی ها میخوام بنویسم) ( ملودی جون تو رو نمیگم ها . تو خانومی) حالا غرض اینکه برام دعا کنین ببینم اینبار چی میشه . متاسفانه خبری از خاله پری جان که نیست و تا دکترجان چه صلاحی بدانند. دعا کنین با خبرای خوب برگردم

راستی اینجارو هم ببینین . یه ختم دعای توسله

/ 11 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ملودی

آلیس جون قربونت برم به خدا من کی که دیگه شرمنده ت شدم .کاش اقلا میری دکتر یه سری هم به همون آژانسه بزنی ببینه چی میگه .ایشالا که با خبرای خوب برمیگردی .من که همیشه برات دعا میکنم عزیز دلم.راجع به مشکلاتم چی بگم عزیزم پست قبلتو هم خوندم و باید بگم مامانت بنده خدا چه صبری دارن و چه مسئولیت و بار سنگینی رو دوششونه و طبیعیه اگه گاهی اوقات یه خورده خسته بشن و انتظار های مخصوص داشته باشن.میدونم دقیقا چی میگی و برات سخته که نزدیکشون زندگی کنی و با این شرایط باشی.بالاخره تو هم تو زندگی خودت به ارامش میخوای که نمیتونی در اون شرایط اون آرامشو حس کنی .در مورد خونه تون و مشکلاتش هم درکتون میکنم .انگار خونه داری ولی اختیار صد در صدشو نداری.امیدوارم مامان موفق بشن این عادت چند ساله رو از بابا بگیرن.باور کن اگه اینطور بشه اول از همه خود بابا احساس ارامش میکنن.برات یه عالمه دعا میکنم و انرژی مثبت میفرستم منتظرم به خبرای خوب برگردی تو رو خدا بیا بنویس برامون .بووووووس

fafa

ايشالا كه هر چي خير هست پيش بياد از اين اخلاق بابات خيلي دلم گرفت... دعا ميكنم خوب بشه چون واقعا سخته براي شماهايي كه باهاش در ارتباط تنگاتنگ هستين... رمز هم fafa2010

شیما

واقعا وبلاگ جالب و پرمحتوایی دارید

رهگذر

سلام عزیزم من برای اولین بار به وبلاگ شما سر میزنم. در مورد دکتر جسارتاَ می خواستم دکتری که خواهرم بعد از 5 سال نتیجه گرفت بهتون معرفی کنم . دکتر اقصی که تخصصش در نازائی است

مهتاب

ایشاللا باخبرای خیلی خوب میای اا چه بد واقعااعتیاد پیدا کرده پدرت

ghazaleh

سلام الیس جون خوبی ؟ می تونم بلینکمت و خوشحال می شوم یه سری هم به من بزنی [گل]

فهیمه

دوست من نیومدی بگی چی شد . منتظریم . بیرامنم دعا کن که مادر بشم .اوضا عم اسفناکه - هم خودم هم همسری سالم اما بی بچه. باز شما دارویی می خورید و دلتون خوشه که شاید دارو روتون اثر بذاره . من چی بگم ؟؟؟؟

ضحی

خانومی نیستی؟ اوضاع چطوره؟

ث

با سلام به شما دوست عزیز :تنها فرزند خانواده ای شیرازی بنام صبا8 ساله در مورخ 6/11/86 بنا به ابراز ناراحتی از سر درد نزد پزشک برده میشودو پس از انجام آزمایشات مختلف تا ساعت 3 بامداد مشخص می گردد دارای تومور مخچه میباشد و بصورت اورژانسی باید تحت عمل جراحی قرار گیرد در ت 9/11/86 اولین عمل برای کار گذاشتن شانت بر روی او انجام و در ت 13/11/86 عمل برداشتن تومور از روی مخچه انجام شد که پس از آن متاسفانه مشخص گردید .... لطفا به www.sabayepedar.net www.sabayepedar.com مراجعه نمائید ودرصورت امکان به خاطر شرف و انسانیتتان هر گونه كمكي كه ميتوانيد به اين خانواده و كودك بنمائيد این کودک مظلوم 18 بار عمل گردیده و در حال حاظر زندگی نباتی دارد و جالب اينكه پدرش بعد از فروش يكي از كليه هايش براي تامين زندگي به همه چيز متهم گرديده..................به دوستان ديگر نيز به اشتراك بگذاريد ممنون از عواطف پاک و انسانیتان(در صورت امكان با ديگر دوستان به اشتراك بگذاريد)

م

اشرف آل یاسین = دکتر زنان= بیمارستان شریعتی [چشمک]